
کنفرانس دیدگاههای کوانتومی دربارهی آگاهی و پردازش عصبی
همکاری مشترک مؤسسه پژوهش و اندیشه عرفان با دانشگاه اصفهان
تاریخ برگزاری: 1404/09/13
محل برگزاری: دانشگاه اصفهان، دانشکده ریاضی و آمار، تالار خوارزمی
سخنرانان:
دکتر رسول رکنیزاده، پروفسور فیزیک نظری، ریاست دانشگاه اصفهان
دکتر سید امیرحسین بتولی، استادیار فیزیک پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر حمیدرضا مراتب، دانشیار مهندسی پزشکی، دانشگاه اصفهان
دکتر لیدا شفقی، دکترای تخصصی علوم اعصاب، دانشگاه علوم پزشکی تهران
پیوند میان مکانیک کوانتومی و آگاهی، یکی از برانگیزانندهترین پرسشهای علم معاصر است. این پیوند، هرچند هنوز در حد فرضیه، در مرز میان فیزیک، علوم اعصاب و فلسفه جای میگیرد و پژوهشگران را به این چالش میکشد که آیا بنیادیترین قوانین طبیعت میتوانند در پیدایش پیچیدهترین پدیدهی مغز نقش داشته باشند یا نه.
مکانیک کوانتومی رفتار ماده و انرژی را در مقیاسهای بسیار کوچک، اتمها، الکترونها، فوتونها و سایر ذرات زیراتمی، توصیف میکند. در این مقیاس، جهان رفتاری دارد که با شهود کلاسیک سازگار نیست: ذرات میتوانند در برهمنهی باشند، با یکدیگر درهمتنیده شوند، و در آنِ واحد خواص موجی و ذرهای نشان دهند. همین ویژگیها پرسشی اساسی را پیش میکشد: آیا این اصول میتوانند در ظهور آگاهی نقش داشته باشند؟
یکی از بحثهای اولیه از «مسئلهی اندازهگیری» در مکانیک کوانتومی نشأت میگرفت. در تفسیرهای کلاسیک، یک سامانهی کوانتومی تا زمانی که اندازهگیری صورت نگرفته، در حالت برهمنهی باقی میماند و با اندازهگیری دچار رمبش (Collapse) به یک حالت معین میشود. در گذشته برخی فیزیکدانان گمان میکردند «مشاهدهی آگاهانه» در این رمبش نقشی دارد. امروز اکثریت فیزیکدانان چنین برداشتی را نمیپذیرند، اما همین پرسش راه را برای اندیشهورزی دربارهی رابطهی ذهن و ماده گشود.
نسخهی کامل سخنرانی پروفسور رسول رکنیزاده با عنوان «مقدمهای بر آگاهی و مکانیک کوانتومی» را میتوانید در این ویدئو تماشا کنید:
در نگاه معاصر، پرسش اصلی نه مشاهده، بلکه این است که آیا فرایندهای کوانتومی درون مغز رخ میدهند یا نه. علوم اعصاب کلاسیک مغز را تابع فرایندهای زیستی و الکتروشیمیایی میداند که عمدتا با فیزیک کلاسیک قابل توضیحاند. اما در برخی سامانههای زیستی، مانند فتوسنتز، جهتیابی پرندگان، و حس بویایی، نشانههایی از همدوسی (Coherence) کوانتومی در دمای فیزیولوژیک مشاهده شده است. این واقعیت، امکان مشارکت فرایندهای کوانتومی در کارکردهای زیستی را جدیتر کرده است.
در این میان، یکی از مطرحترین نظریهها مدل «Orch-OR» است که استوارت همروف و راجر پنروز پیشنهاد کردهاند. طبق این نظریه، ریزلولهها (Microtubules) درون نورونها میتوانند حالتهای همدوس کوانتومی را برای مدتی حفظ کنند و رمبشهای سازمانیافتهی این حالتها ممکن است در تجربهی آگاهانه نقش داشته باشد. این نظریه بسیار بحثبراگیز است. منتقدان میگویند محیط گرم و مرطوب مغز همدوسی را خیلی سریع از میان میبرد و فرآیند واهمدوسی (Decoherence) اجازهی پایداری چنین حالتهایی را نمیدهد. در مقابل، طرفداران بر ساختار پیچیدهی ریزلولهها و احتمال وجود سازوکارهای محافظتکنندهی همدوسی تأکید میکنند و برخی یافتههای نوین در زیستفیزیک کوانتومی را نشانهای از گشودگی این مسیر میدانند.
نسخهی کامل سخنرانی دکتر سید امیرحسین بتولی با عنوان «عملکردهای ناشناختهی مغز از دیدگاه کوانتومی» را میتوانید در این ویدئو تماشا کنید:
افزون بر ریزلولهها، فرضیههایی دربارهی نقش پدیدههای کوانتومی در انتقال سیناپسی، رفتار کانالهای یونی، و دینامیک مولکولیِ پیامرسانها نیز مطرح شده است. هیچیک از این ایدهها هنوز تأیید تجربی قاطع ندارند، اما نشاندهندهی ایناند که ممکن است برخی جنبههای آگاهی یا ادراک، از لایههایی از فیزیک برخاسته باشند که هنوز بهخوبی فهم نشدهاند.
با این همه، تأکید بر یک نکته ضروری است: تاکنون هیچ شواهد قطعی و پذیرفتهشدهای وجود ندارد که آگاهی را به فرآیندهای کوانتومی وابسته بداند. این حوزه نوپاست، ادعاها جسورانهاند، و ابزارهای تجربی هنوز در حال رشدند. با این حال، گفتوگو در اینباره ارزشمند است؛ زیرا علوم اعصاب را به توجه به بنیانهای عمیقتر فیزیکی فرا میخواند و فیزیک را به پرسشگری دربارهی تجربهی ذهنی وامیدارد.
نسخهی کامل سخنرانی دکتر حمیدرضا مراتب با عنوان «رمزگذاری و رمزگشایی عصبی بهبودیافتهی کوانتومی» را میتوانید در این ویدئو تماشا کنید:
اینکه در نهایت مکانیک کوانتومی توضیحی برای آگاهی فراهم میکند یا نه، همچنان نامعلوم است؛ اما روشن است که این مسیر پژوهشی مرزی مهم در علم امروز است، مرزی که با پیشرفت ابزارها، روشها و نظریههای نوین، پیوسته گستردهتر میشود.
نسخهی کامل سخنرانی دکتر لیدا شفقی با عنوان «فرضیهی ابریادگیری: پل زدن بین مغز و ماشین» را میتوانید در این ویدئو تماشا کنید:
سپاس از توجه و همراهی شما.





