
مبانی و کارکردهای علوم اعصاب با محوریت حافظه
همکاری مشترک مؤسسه پژوهش و اندیشه عرفان با دانشگاه اصفهان و مرکز شناختی دانشگاه اصفهان
تاریخ برگزاری: 1404/02/18
سخنران: دکتر لیدا شفقی
دکترای تخصصی علوم اعصاب از دانشگاه تهران
این کنفرانس با معرفی مفهوم پایهای حافظه (Memory) آغاز شد و پرسیده شد که حافظه چیست و چگونه اطلاعات در مغز ذخیره و بازیابی میشوند. در ابتدا به طبقهبندی کلی حافظه پرداخته شد: حافظه بر اساس زمان به کوتاهمدت و بلندمدت تقسیم میشود و بر اساس ماهیت اطلاعات به حافظه حسی (Sensory Memory)، حافظه کاری (Working Memory) و حافظه بلندمدت (Long-Term Memory) تقسیم میگردد. حافظه کوتاهمدت نقش نگهداری موقت اطلاعات برای چند ثانیه تا دقیقه را دارد و امکان پردازش و دستکاری اطلاعات را فراهم میکند. حافظه حسی، شامل آیکونیک (Iconic) برای اطلاعات بصری و اکوئیک (Echoic) برای اطلاعات شنیداری، بسیار کوتاهمدت است و مدت زمان نگهداری آن تنها چند میلیثانیه تا چند ثانیه است، ولی ثبت اولیه محرکها برای ورود به حافظه کاری و بلندمدت حیاتی است. در طول لکچر، مکانیسمهای نوروفیزیولوژیک حافظه حسی بررسی شد و نمونههایی از تسکهای مبتنی بر EEG و MEG ارائه شد که نشان میدهند چگونه محرکهای کوتاهمدت بصری یا شنیداری، فعالیت سریع و موقتی در قشر حسی اولیه ایجاد میکنند و میتوانند شاخصهای دقیقی از نگهداری اولیه اطلاعات ارائه دهند.
حافظه کاری (Working Memory) نیز مورد بحث مفصل قرار گرفت؛ این حافظه نه تنها اطلاعات را نگه میدارد، بلکه امکان پردازش فعال آنها را نیز فراهم میکند. مدل کلاسیک Baddeley و Hitch توضیح داده شد که حافظه کاری شامل Central Executive به عنوان مرکز کنترل، Phonological Loop برای نگهداری اطلاعات کلامی، و Visuospatial Sketchpad برای اطلاعات بصری و فضایی است. همچنین نقش Episodic Buffer و تعامل آن با حافظه بلندمدت برای یکپارچهسازی اطلاعات تشریح شد. اهمیت این حافظه در حل مسئله، تصمیمگیری و یادگیری موقتی روشن شد و اشاره گردید که آسیب به نواحی پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) میتواند این تواناییها را کاهش دهد و پردازش اطلاعات کاری را مختل کند.

در ادامه، توجه به حافظه بلندمدت (Long-Term Memory) معطوف شد و به تفصیل توضیح داده شد که این حافظه شامل اپیزودیک، سمانتیک و پروسیجرال است. مکانیسمهای مولکولی حافظه بلندمدت مورد بحث قرار گرفتند: از جمله Long-Term Potentiation (LTP) و Long-Term Depression (LTD)، که تغییرات سیناپسی پایدار را در نورونها ایجاد میکنند و اساس ذخیرهسازی اطلاعات در طولانیمدت هستند. مثالهایی ازتقویت طولانی مدت در هیپوکمپ ارائه شد که نشان میدهد چگونه ارتباط سیناپسی بین دندریتها و آکسونها تقویت میشود و امکان یادگیری و یادآوری دقیق خاطرات اپیزودیک فراهم میشود. همچنین نقش پروتئینهای سیناپسی، فاکتورهای رشد عصبی و مسیرهای کلسیم/کینازها توضیح داده شد که در تثبیت حافظه بلندمدت مؤثرند. نواحی مختلف مغز و نقش آنها نیز مورد بررسی قرار گرفتند: هیپوکمپ در حافظه اپیزودیک، نواحی نوکورتیکال مدیا و تمپورال در حافظه معنایی، و Basal Ganglia و Cerebellum در حافظه روندی و مهارتهای حرکتی. تعامل بین هیپوکمپ و قشرهای مختلف، به ویژه در انتقال اطلاعات از حافظه کوتاهمدت به بلندمدت و تثبیت خاطرات، مورد تاکید قرار گرفت. تسکهای مبتنی بر MEG و EEG نیز به عنوان ابزارهایی برای بررسی زمانبندی و مرحلهبندی پردازش اطلاعات در حافظه حسی، کاری و بلند مدت بلندمدت مطرح شدند.

در بخش بعدی، به بررسی حافظه در اختلالات عصبی و روانی پرداخته شد و تفاوتهای آسیب حافظه در شرایط بالینی مورد بحث قرار گرفت. به عنوان مثال، در پارکینسون، حافظه پروسیجرال یا مهارتی بیشتر آسیب میبیند و یادگیری مهارتهای حرکتی و عادات جدید دشوارتر میشود، در حالی که حافظه اپیزودیک معمولاً تا حدی محفوظ میماند. در مقابل، در آلزایمر (Alzheimer’s Disease)، حافظه اپیزودیک و اطلاعات رویدادی به شدت مختل میشوند، در حالی که برخی انواع حافظههای روندی همچنان تا مدتی دست نخورده باقی میمانند. این بخش شامل بررسی دقیق نقش نواحی مغزی، از جمله هیپوکمپ، قشر نوکورتیکال و نواحی سابکورتیکال مانند Basal Ganglia بود. در نهایت، نظریه سیستمهای دینامیک (Dynamic Systems Theory) معرفی شد که حافظه را به عنوان یک سیستم پویا و متغیر نشان میدهد، نه صرفاً یک ذخیره منفعل اطلاعات. این دیدگاه تاکید میکند که تعاملات مولکولی، سیناپسی و شبکهای در طول یادگیری و یادآوری به صورت پویا عمل میکنند و مدلهای سنتی حافظه میتوانند با این دیدگاه تکمیل شوند تا توضیح جامعتری از حافظه در شرایط سالم و اختلالات عصبی ارائه دهند.





